مرتضى مطهرى

224

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

1 . ادلّهء وجود ذهنى بحث دربارهء وجود ذهنى بود . عرض كرديم كه اين بحث وجود ذهنى از نظر تاريخى در واقع يك ابهام پيدا كرده است ، يعنى تحولات تاريخى سبب يك نوع ابهامى شده است . مثلا در كلمات بوعلى و قبل از او فارابى يا اخوان الصّفا ما بحثى به نام وجود ذهنى نداريم ، ولى اجمالا مدعايى كه اين فلاسفه در باب وجود ذهنى دارند در كلمات آنها ديده مىشود ؛ يعنى اين مطلب تا حدى روشن است كه مدعاى آنها هم همين بوده و آنها هم در باب ماهيت علم و ادراك عقيده‌شان اين بوده است كه ادراك همان حضور و تمثل ماهيت شىء ادراك شده در شىء ادراك كننده يا شخص ادراك كننده است . اين مدعا در كلمات آنها هست بدون اينكه دليل و برهانى بر مطلب اقامه كنند و بدون آنكه اشكالاتى را كه ممكن است اين فرضيه به وجود آورد جواب بدهند الّا در كلمات بوعلى كه خودش متوجه يك اشكال شده و خودش هم جواب داده است . اين بحث و معركه را در درجهء اول متكلمين به پا كرده‌اند و از ابو الحسن اشعرى هم شروع شده است كه علم را به نوعى تعلق « 1 » يعنى اضافهء ميان عالم و معلوم تفسير

--> ( 1 ) . تعبير او « تعلق » بوده است .